على دوانى
34
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
مفيد مىباشند . در خاتمه براى اين كه ببينيم دانشمندان عامه در بارهء شيخ مفيد چه گفته و چگونه قضاوت كردهاند ، فقط سخن كوتاه دو تن از آنها را مىآوريم . ابن حجر عسقلانى نقل مىكند كه « ابو عبد اللّه محمد بن محمد بن نعمان معروف به شيخ مفيد و ابن معلم ، داراى تصانيف بديعه است كه دويست تصنيف بوده است . مفيد در اين كتابها خلفا را مورد نكوهش قرار داده است . او به واسطه توجهى كه عضد الدولهء ديلمى به وى داشت از صولت بزرگى برخوردار بود . « 21 » هشتاد هزار رافضى ( شيعه ) جنازهء او را تشييع كردند . در سال 413 وفات يافت . » آن گاه مىگويد : « خطيب بغدادى ( هم عصر مفيد ) نوشته است : « مفيد كتابهاى بسيارى در گمراهى شيعه ! و دفاع از اعتقاد آنها ، و نكوهش از صحابه و تابعين و ائمه و مجتهدين « 22 » ، او با كتابها و نظرياتش بسيارى را گمراه ساخت ! تا اين كه خدا اهل تسنن را با مرگ وى آسوده گردانيد » ! ! سپس ابن حجر خود مىگويد : « او بسيار وارسته و فروتن و پاسدار علم بود ، و جمعى از حوزه درسش برخاستند . در اثبات عقايد شيعه به حد نهائى رسيد . تا جائى كه گفته شده او بر هر پيشواى دينى منت دارد . . . شريف ابو يعلى جعفرى كه دختر شيخ مفيد را به همسرى گرفته بود مىگويد : « مفيد اندكى از شب را مىخوابيد و باقى اوقات شبانه روز را يا نماز مىگزارد ، و يا مطالعه مىكرد ، و يا درس مىگفت ، و يا قرآن مىخواند « 23 » . » ابن كثير شامى مورخ مشهور ديگر عامه كه مردى بسيار متعصب و نسبت به شيعه عداوت مىورزيده در تاريخ مشهورش « البداية و النهاية » ذيل حوادث سال 413 ه - مىنويسد : « شيخ مفيد پيشواى رافضىها و مصنف و حامى آنان بود ، در مجلس او دانشمندان بسيارى از همهء طوايف اجتماع مىكردند . و از وى استفاده مىنمودند . او سرآمد علماى شيعه ، و در علم كلام و جدل و فقه استاد بود . در دولت آل بويه با كمال
--> ( 21 ) صولت شيخ مفيد به واسطه وسعت دانش و قدرت بيان و شخصيت نافذ خود او بوده است . و گرنه چنان كه مورخين نوشتهاند طى يك درگيرى ميان شيعه و سنى ، عضد الدوله شيخ مفيد را تبعيد كرد ! ( 22 ) صحابه كسانى بودند كه پيغمبر را ديدهاند . و تابعين پيروان و شاگردان آنها بودند ، و منظور از ائمه و مجتهدين در اينجا پيشوايان چهار مذهب عامه يعنى ابو حنيفه و مالك بن انس و شافعى و احمد حنبل و ساير مجتهدين آنهاست كه مفيد عقايد و آراء آنها را مورد تجزيه و تحليل و نقد و بررسى و رد و نقض قرار داده است . ( 23 ) - لسان الميزان - ج 5 - ص 368 .